بررسی علایم استرس دانش آموزانِ در بدو ورود به مدرسه
تــــرس:
روانشناسان معتقدند ترس یک حالت هیجانی است نسبت به خطر یا یک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس می تواند یک شیء باشد، یک انسان یا مسأله و موقعیت مشخص. ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدایی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود.
علل استرس در دانش آموزان دبستانی">دبستانی و پیش دبستانی:
مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه:
یکی از ترسهای معمولی کودکان که سبب ناراحتی شدید والدین آنها میشود الف ( ترس از مدرسه رفتن است: که گاه به صورت وحشت و اضطراب شدید هنگام خروج از منزل ظاهر میشود.)
بی میلی اطفال در مورد مدرسه رفتن، غالباً عادی است ولی اضطراب شدید و دائمی طفل از این موضوع، علامت رفتار غیر عادی مهمی بوده، نشانه آن است که یا جنبهای از محیط دبستان و رفتار معلمان ایجاد کننده این کیفیت است، یا اینکه محیط خانه چسبندگی شدید برای کودک دارد. تحقیقات نشان میدهند که ترس از مدرسه رفتن در دخترها شدت بیشتری دارد. علت اصلی مدرسه هراسی، اضطراب ناشی از جدایی والدین است. مادران این گونه اطفال نیز وابستگیهای غیر عادی ظاهر میسازند و این ترس را تشدید میکنند. این مادران میکوشند فرزندان خودشان را از حوادث ناراحت کننده محافظت کنند و احتمالاً محیط مدرسه را به صورت کانونی که شاید برای طفل آنها حادثه آفرین باشد تلقی می کنند. اغلب مشاهده میشود که پافشاری و اصرار پدر و مادر باعث پدید آمدن علائم عدم تعادل روانی واختلالات جسمانی می شود. اختلالات جسمانی به صورت دل درد، استفراغ، سردرد، سرگیجه و ضعف ظاهر میشود. دانستن این نکته نیز حایز اهمیت است که غالباً علایم مذکور در روزهای تعطیل از بین میرود. هم چنین اگر پدر ومادر یا پزشک توصیه کنند که کودک چند روزی در منزل بماند، بلافاصله علائم بیماری از بین می رود، ولی در روز قبل از رفتن به مدرسه یا همان روز علایم جسمانی مجددا ظاهر میشوند کودکان مبتلا به ترس غالباً علاوه بر واکنش ترس، علایم دیگری نیز از خود ظاهر میسازند. شایـعترین این علایم عبارتاند از: اختلال در خواب، اختـلال گوارشی، عصبانیت، جویدن ناخـن، شب ادراری و لـکنت زبان، ترس در کـودکـان، غالباً با علایم روان تنی مانند: استفراغ، دل درد، سردرد، سر گیجه، خشکی دهان، تپش قلب و اسهال همراه است. مدرسه هراسی در بچههای مدرسه رو، در هر سنی که باشند دیده میشود. اغـلب آن چـه مدرسـه هراسی به نظر میآید، در واقع ترس از ترک منزل است. قابل ذکر است کودکان دبستانی نمیتوانند بر اعمال خود کنترل داشته باشند: آنها در حال افزایش مهارتهای اجتماعی میباشند. آنها یاد میگیرند که چطور دوست پیدا کنند. رفتارهای تهاجمی خود را کنترل کنند و اضطراب و هیجانات خود را کنترل کنند.
چند توصیه برای والدین: آن چه در ابتدا انتظار میرود والدین بدان عمل کنند، اهمیت دادن به ترسها و نگرانیهای فرزندان است. هیچ گاه نباید ترس و نگرانیهای فرزند را به مسخره گرفت. به صحبتهای فرزند خود با دقت گوش دهید و با او همدلی کنید. به فرزند خود نشان دهید از این که او این قدر نگران است، شما نیز ناراحت هستید و سعی دارید عامل ترس و نگرانی را از بین ببرید. اجازه دهید کودکتان در مورد عامل استرس به راحتی با شما صحبت کند و از احساسات خود بی پرده با شما سخن بگوید. از فرزند خود نخواهید که راجع به عامل ترس خود سخن نگوید یا راجع به آن فکر نکند. اگر فرزند شما مدرسه هراسی دارد، ابتدا لازم است مشخص کنید علت این ترس، مدرسه است یا خانه. صاحبنظران معتقدند که بهترین درمان مدرسه هراسی، برگرداندن کودک به مدرسه است. به خاطر داشته باشید که مادری قاطع و معلمی مصمم و فهمیده میتواند به تدریج بچه را برای آمدن به کلاس درس ترغیب کنند. سعی کنید از ایجاد وابستگی افراطی و چسبندگی در فرزند خود بپرهیزید. به فرزند خود مسوولیتی را محول کنید که ضمن منطبق بودن با توانمندی وی، نیازمند کوششهای فردی او باشد. به فرزند خود بیاموزید افکار مثبت مانند «من ترس خود را کنترل میکنم، به جای افکار منفی از شدت ترس خواهم مرد» را جایگزین کند. تحقیقات نشان میدهند پر استفاده ترین رویکرد درمانی برای کودکان مضطرب و ترسو، خودآموزی کلامی است.
در صورتی که احساس میکنید ترسهای کودک شما بیشتر از حد متداول میباشد، سعی کنید با یک روانپزشک و روانشناس تماس بگیرید.
یادآوری نکاتی به والدین عزیز :
1-سعی کنیم طرز تفکرهای امیدوارکننده ، مثبت و خوشایندی را نسبت به مدرسه در ذهن بچه ها القاء کنیم.
2- انتظارات خود از کودکان را با تواناییهای آنها هماهنگ سازیم.
3- توجه داشته باشیم که میل به پیشرفت درسی در اکثر کودکان وجود دارد و بهترین و منطقی ترین روش ارضای این تمایل ، آن است که هدفهای مورد نظر خارج از دسترس کودک نباشد. اگر انتظارات و توقعات ما از کودک به اندازهای باشد که او از عهده برآورده ساختن آنها بر نیاید ، منجر به ایجاد مقاومت منفی در کودک خواهد شد.
4- اصل تفاوتهای فردی را بپذیریم و انتظار نداشته باشیم که همه کودکان حتماً به یک میزان در امور درسی پیشرفت کنند.
5- کودکان خود را وسیله تفاخر و رقابت با دیگران قرار ندهیم.
6- با شناسایی استعداد کودکان، حتی اگر استعداد آنان در حد بسیار بالایی نیز نباشد، احساس ارزشمندی و اطمینان خاطر را در آنها بارور سازیم.
7- فعالیتهای مورد انتظار از کودکان را به گونه أی برنامه ریزی کنیم که آنها بتوانند هر کدام به فراخور استعدادهای خود ، موفقیتهایی را کسب کنند.
8- سعی کنیم با پیامهای غیرانتقادی که در آن به نیاز پذیرفته شدن توجه کافی مبذول می شود ، کودکان را به همکاری بهتر و مستمر تشویق کنیم.
9- اگر در مواقعی ناچار شدیم که کودکان را مورد انتقاد قرار دهیم ، انتقاد سازنده را مد نظر داشته باشیم ، چون در چنین انتقادی اظهارنظرهای منفی در باره شخصیت کودک حذف می شود.
10- اگر می خواهیم کودکان را مورد تمجید قرار دهیم ، باید قدردانی و تمجید خود را طوری ارائه نماییم که تلاش و کارهای توام با موفقیت آنها مد نظر ما باشد ، نه صفات شخصی و شخصیت آنان ، زیرا اگر تمجید و قدردانی متوجه صفات شخصیتی کودکان شود ، منجر به ایجاد اضطراب می شود و حالتهای دفاعی را در کودکان بوجود می آورد.
11- به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی به کودکان برچسبهای ناروا نزنیم که این عامل باعث ناتوانی روحی و روانی کودکان در بسیاری از زمینهها می شود.
12- توجه داشته باشیم که تدریس صرفاً وسیلهای برای انتقال دانش از ذهن معلم یا محتوای کتاب به ذهن دانش آموزان نیست ، بلکه منظور از تدریس آماده کردن شرایط مناسبی است که کودکان بتوانند در آن به یادگیری بپردازند و روش درست آموختن را فرا گیرند.
13- از آنجاییکه تقلید و همانند سازی یکی از مهم ترین روشهای یادگیری در کودکان است ، بنابراین سعی کنیم که با رفتارهای سنجیده و مناسب خود ، الگوهای محبوب و شایسته ای از جمیع جهات برای کودکان باشیم.
14- برای پیشرفت کودکان در امور درسی ، حس اعتماد به نفس آنها را تقویت کنیم و به قدرت تحمل آنان در رویارویی با ناکامیهای احتمالی بیفزاییم.
15- با محبتها و نوازشهای افراطی نسبت به کودکان ، خود باوری و خوداتکایی آنان را به مخاطره نیندازیم.
16- اولیای محترم به جای دخالت مستقیم در امر تحصیلی کودکان ، سعی کنند فعالیتهای مکمل آموزشی کودکان خود را با تماسهای مستمر و ارتباطی سازنده با معلمان کودک هماهنگ سازند.
17- توجه داشته باشیم که آموزشهای اخلاقی و دینی کودکان را مطابق با ویژگیهای روحی و روانی آنان برنامه ریزی کنیم.
18- با کودکان به زبان خود آنان سخن بگوییم و زبان کودکی را بیش از پیش ارج نهیم.
19- فرزندان را با مسیر خانه تا مدرسه آشنا کنید تا برای رفت و آمد از مسیرهای مستقیم استفاده کنند. ضمناً در مسیر خانه به مدرسه و بالعکس از صحبت کردن با افراد نا شناس و یا سوار شدن به خودروهای افراد غریبه خودداری منند.
20- به تعبیر " ایتارد " بنیانگذار روان شناسی بالینی ، ذهن کودکان صفحه سفیدی را می ماند که آماده نگاشتن تجارب محیطی است که در آن زندگی می کنند ، بنابراین سعی نکنیم تا با اعمال و روشهای نسنجیده و غیرعلمی ، این صفحه سفید ذهن کودکان را به سیاهه ای بی اعتبار و مخدوش مبدل سازیم.
هدایت تحصیلی...
ما را در سایت هدایت تحصیلی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:26